السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : فاطمه مشايخ )

807

النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين ( بضميمه زندگانى چهارده معصوم " ع " ) ( فارسى )

تولّد فرخنده در روز ذى القعده الحرام سال 148 هجرى قمرى در بيت رسالت و از دامان نجمه خاتون كنيز مؤمنه و پرهيزكار ، كودكى متولّد شد كه تولّد او موجى از شادى و سرور را به همراه آورد ، نوزادى زيبا و خوش بنيه كه از همان به دو تولّد دستها را بر زمين نهاده و سر بر آسمان بلند كرد و حمد و سپاس الهى را به جاى آورد ، پدرش امام كاظم ( ع ) از همان به دو تولّد لقب ( رضا ) و كنيه ( ابو الحسن ) را براى او برگزيد و خطاب به مادرش فرمود : او را بگير و مراقبش باش كه او بقية اللَّه در روى زمين است . اين كودك فرخنده در سايه‌سار پدر بزرگوارش پرورش يافت و امام كاظم ( ع ) او را به آداب امامت پروريد و اسرار علم و حكمت را به او تفويض كرد و گنجينه‌هاى نهفته نبوّت و ولايت را بر وى آشكار نمود . امام رضا ( ع ) بزرگ‌ترين فرزند ذكور امام كاظم ( ع ) بود و از آنجا كه آثار بزرگى و علم و امامت از كودكى و نوجوانى در سيما و رفتار او آشكار بود ، در زمان امامت پدر بزرگوار خود ، به ادارهء برخى از امور شيعه مىپرداخت و در حديثى از امام كاظم ( ع ) نقل شده است : اين فرزند من ، مكتوبش مكتوب من ، گفتارش گفتار من ، فرستاده‌اش فرستادهء من است و هر آنچه مىگويد ، سخن ، سخن اوست [ 1 ] . از آنجا كه دوران امام كاظم ( ع ) دورانى پر از آشوب بوده و خفقان شديدى بر جامعه حاكم بود و امام كاظم ( ع ) نيز در بند و حبس هارون الرشيد به سر مىبرد ، در چنين شرايطى امكان تفرقه و پراكندگى شيعه پس از وفات امام كاظم ( ع ) و عدم شناسائى پيشواى پس از وى وجود داشت ، لذا حكمت اقتضاء مىكرد كه آن حضرت بر ولايت امام رضا ( ع ) پس از خود تأكيد كند ، لذا امام كاظم ( ع ) از تمام وسايل موجود براى بيان امامت فرزندش على بن موسى الرضا ( ع ) استفاده مىكرد ، به عنوان نمونه ، نامه‌اى نوشت و در آن به امامت امام رضا ( ع ) تصريح كرد و شصت نفر از سران مدينه را بر آن گواه گرفت [ 2 ] . در دوران حيات خود كارهاى بسيارى را به امام رضا ( ع ) ارجاع مىداد تا مردم حجّت خدا پس از وى را بشناسند .

--> [ 1 ] بحار الانوار ، جلد 49 صفحه 19 . [ 2 ] بحار الانوار ، جلد 49 ، صفحه 17 .